نمایش نتایج: از 1 به 5 از 5
Like Tree3Likes
  • 1 Post By jahangiri
  • 2 Post By siavash

موضوع: آينده علم اقتصاد

  1. Top | #1
    امتیازها: 32, سطح: 1
    تمام شدن سطح: 64%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 18
    فعالیت کل: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    شماره عضویت
    344
    عنوان کاربر
    Junior Member
    میانگین پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    5
    امتیازها
    32
    سطح
    1
    پسندیده
    0
    مورد پسند : 2 بار در 2 پست

    آينده علم اقتصاد


     
    با سلام به محضر دوستان و متخصصان محترم
    شايد بد نباشد در مورد جهت گيري علم اقتصاد در 50 سال آينده به تبادل نظر بنشينيم.
    در هر صورت بدون پيش بيني آينده حتي در علم اقتصاد هم نمي توان راه به جايي برد.
    به نظر دوستان در قرن آينده آيا باز هم نظام سرمايه داري و اقتصاد ليبراليستي حالك خواهد بود. آيا همان مدل هاي نئوكلاسيك پاسخ نيازهاي فردا را خواهد داد؟ اينها سوالاتي از اين دست مي تواند باشد.
    اگر دوستان آدرسي سراغ دارند كه در اين موارد بحث مي كند معرفي كنند.
    موفق و مويد باشيد.


  2. Top | #2
    امتیازها: 32, سطح: 1
    تمام شدن سطح: 64%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 18
    فعالیت کل: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    شماره عضویت
    344
    عنوان کاربر
    Junior Member
    میانگین پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    5
    امتیازها
    32
    سطح
    1
    پسندیده
    0
    مورد پسند : 2 بار در 2 پست
    با سلام به دوستان محترم
    اقتصاد کلاسیک و نئوکلاسیک با فروضی که برای انسانها قائل شده اقدام به تحلیل می کند.
    در این اقتصاد حداکثر کردن مطلوبیت و سود مهمترین ابزار تحلیل است.
    تاکنون نقدهای بسیاری بر انها وارد شده است. با توجه به همه این شرایط آیا این علم توانایی ÷اسخ دهی به نیازهای علمی و عملی 50 سال آینده را دارد.
    بطور مثال در یکی از فروض گفته می شود انسان قادر به تحلیل دقیق اطلاعات است، آیا در شرایط امروزی و با وجود همه کامپیوترهای عظیم آیا این شرط برآورده شده است؟
    هیجانات و خوشی چه جایگاهی در اقتصاد دارند؟
    از این قبیل مسائل را اگر بحث شود ممکن است به درد بعضی دوستان بخورد.
    با تشکر

  3. کاربر مقابل پست najafi1 عزیز را پسندیده است:

    jahangiri (11-27-2012)

  4. Top | #3
    امتیازها: 1,212, سطح: 19
    تمام شدن سطح: 12%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 88
    فعالیت کل: 0%
    دستاوردها:
    Social3 months registeredTagger Second ClassOverdrive1000 Experience Points

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    56
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.09
    محل سکونت
    ارومیه
    نوشته ها
    134
    امتیازها
    1,212
    سطح
    19
    پسندیده
    52
    مورد پسند : 62 بار در 40 پست
    با سلام
    وارد شدن به چنین مباحثی قبل از همه چیز نیازمند آگاهی از معرفت شناسی علم اقتصاد می باشد. شاید کمتر کسی از دانشجویان حال حاضر فرصت و یا علاقه مطالعه در این زمینه را داشته باشند. به نظر من بزرگترین نقدی که در حال حاضر می توان به اقتصاد وارد کرد شیوه آموزش علم اقتصاد و نه آموزه ها و فروض آن است. شما می گویید آیا اقتصاد برای 50 سال آینده توانایی حل مسائل علمی و عملی را دارد. شاید اگر به 50 سال گذشته علم اقتصاد نگاهی بیاندازیم خالی از لطف نباشد. علم اقتصاد از یک مرحله پر تنش و جذاب در مورد تشریح نوسانات وارد مباحث رشد شده که در آن در صدد پاسخ به سوالات به مراتب جذابتر و واقع بینانه تری برآمده است. همراه با این تغییرات مطالعات بین رشته ای در علوم اقتصادی نیز رونق گرفته و حاکی از این است که برای تبیین و پیش بینی در اقتصاد نیازمند یاری گرفتن از سایر شاخه های علوم اجتماعی هستیم. غالب گرایشهای علوم انسانی طی زمان و با مشاهده وقایع جدید دستخوش تغییر و اصلاح شده اند و گذشته علم اقتصاد نیز خود نمونه بسیار عالی از این تغییرات و اصلاحات است. طبیعی است که فروض غیر قابل قبول یا نیازمند تعدیل در شاخه های مختلف اقتصاد وجود دارد ولی در این رابطه باید به دو نکته اساسی دقت نمود:
    1- فروض مطرح شده در یک نظریه خاص تا چه حد نتایج تجربی آن نظریه را تحت تاثیر قرار می دهد؟
    2- آیا ما به عنوان منتقد این فروض، توانایی مطرح کردن فروض واقع بینانه تر و مدلسازی آنها را داریم؟
    مورد 1 نیازمند مطالعه و بررسی مطالعات تجربی است و شاید عملکرد نظریه های علم اقتصاد در این رابطه در خور توجه باشد. ولی در مورد 2 مسئله کمی متفاوت است. به نظر من شاید یکی از بزرگترین چالشهایی که علم اقتصاد با آن روبروست و در آینده نیز با آن دست و پنجه نرم می کند ضعف نظریه پردازی است که خود برخواسته از شیوه آموزش این علم می باشد.
    rezazadeh likes this.

  5. کاربر مقابل پست jahangiri عزیز را پسندیده است:

    rezazadeh (11-26-2012)

  6. Top | #4
    امتیازها: 1,212, سطح: 19
    تمام شدن سطح: 12%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 88
    فعالیت کل: 0%
    دستاوردها:
    Social3 months registeredTagger Second ClassOverdrive1000 Experience Points

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    56
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.09
    محل سکونت
    ارومیه
    نوشته ها
    134
    امتیازها
    1,212
    سطح
    19
    پسندیده
    52
    مورد پسند : 62 بار در 40 پست
    با سلام
    وارد شدن به چنین مباحثی قبل از همه چیز نیازمند آگاهی از معرفت شناسی علم اقتصاد می باشد. شاید کمتر کسی از دانشجویان حال حاضر فرصت و یا علاقه مطالعه در این زمینه را داشته باشند. به نظر من بزرگترین نقدی که در حال حاضر می توان به اقتصاد وارد کرد شیوه آموزش علم اقتصاد و نه آموزه ها و فروض آن است. شما می گویید آیا اقتصاد برای 50 سال آینده توانایی حل مسائل علمی و عملی را دارد. شاید اگر به 50 سال گذشته علم اقتصاد نگاهی بیاندازیم خالی از لطف نباشد. علم اقتصاد از یک مرحله پر تنش و جذاب در مورد تشریح نوسانات وارد مباحث رشد شده که در آن در صدد پاسخ به سوالات به مراتب جذابتر و واقع بینانه تری برآمده است. همراه با این تغییرات مطالعات بین رشته ای در علوم اقتصادی نیز رونق گرفته و حاکی از این است که برای تبیین و پیش بینی در اقتصاد نیازمند یاری گرفتن از سایر شاخه های علوم اجتماعی هستیم. غالب گرایشهای علوم انسانی طی زمان و با مشاهده وقایع جدید دستخوش تغییر و اصلاح شده اند و گذشته علم اقتصاد نیز خود نمونه بسیار عالی از این تغییرات و اصلاحات است. طبیعی است که فروض غیر قابل قبول یا نیازمند تعدیل در شاخه های مختلف اقتصاد وجود دارد ولی در این رابطه باید به دو نکته اساسی دقت نمود:
    1- فروض مطرح شده در یک نظریه خاص تا چه حد نتایج تجربی آن نظریه را تحت تاثیر قرار می دهد؟
    2- آیا ما به عنوان منتقد این فروض، توانایی مطرح کردن فروض واقع بینانه تر و مدلسازی آنها را داریم؟
    مورد 1 نیازمند مطالعه و بررسی مطالعات تجربی است و شاید عملکرد نظریه های علم اقتصاد در این رابطه در خور توجه باشد. ولی در مورد 2 مسئله کمی متفاوت است. به نظر من شاید یکی از بزرگترین چالشهایی که علم اقتصاد با آن روبروست و در آینده نیز با آن دست و پنجه نرم می کند ضعف نظریه پردازی است که خود برخواسته از شیوه آموزش این علم می باشد.

  7. Top | #5
    امتیازها: 5,562, سطح: 48
    تمام شدن سطح: 6%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 188
    فعالیت کل: 0%
    دستاوردها:
    Social3 months registeredOverdriveTagger First Class50000 Experience Points

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    1
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.21
    نوشته ها
    321
    امتیازها
    5,562
    سطح
    48
    پسندیده
    134
    مورد پسند : 186 بار در 111 پست
    با سلام
    گرچه فروض اقتصاد نئوکلاسیک یک سری فروض غیر واقعی هستند ولی باید به این نکته توجه داشت که در زمان فعلی جزو بهترین فروضی هستند که توانایی توضیح رفتار اقتصادی عوامل اقتصادی را دارند. مطرح شدن موضوع غیر واقعی بودن فروض نئوکلاسیک سابقه طولانی دارد و افراد بسیاری سعی داشته اند تا این نقیصه را به لحاظ روش شناسی به گونه ای رفع نمایند. به عنوان مثال فریدمن روش شناسی را مطرح نمود که در آن غیر واقعی بودن فروض اهمیتی نداشته و تنها چیزی که ارزش یک تئوری را مشخص می کرد قدرت پیش بینی تئوری بود. روش شناسی فریدمن نیز نتوانست غیر واقعی بودن فروض اقتصاد نئوکلاسیک را توجیه نماید و ایرادات بسیار زیادی توسط منتقدان به روش شناسی وی وارد آمد. دلیل این بود که روش شناسی فریدمن نیز همانند نظریه های پیشتر از خود مبتنی بر پوزیتیویسم و یا اثبات گرایی بود. بعدها پاپر روش شناسی ابطال گرایی خود را مطرح نمود. بر طبق روش شناسی پاپری ما به دنبال اثبات فرضیه ها نیستیم بلکه تلاش می کنیم که فرضیه ها را رد نماییم. بنابراین یک فرضیه تا زمانی معتبر است که بر اساس مشاهدات تجربی رد نشده باشد. در صورتی که بر اساس مشاهدات فرضیه ای رد شود می توان نتیجه گرفت که یکی از مقدمات(فروضی مانند عقلایی بودن و ...) اشتباه بوده است.
    بنابر آنچه تا کنون گفته شد می توان نتیجه گرفت که هیج علم و یا تئوری اثبات شده ای وجود ندارد. بلکه علمی که در اختیار ماست تئوری هایی هستند که یا تا کنون رد نشده اند و یا رد شده و تا کنون جایگزین مناسبتری برای آنها ارائه نشده است. فروضی مانند عقلایی بودن رفتار انسان ها و ... جزو دسته دوم هستند یعنی فروضی که رد شده اند ولی جایگزین مناسبتری برای آن ها ارائه نشده است. بنابراین تا زمانی که بتوان جایگزین بهتری برای این فروض ارائه نمود استفاده از این فروض برای پیشبرد علم سودمند خواهد بود.
    rezazadeh and mamipour like this.

  8. 2 کاربر پست siavash عزیز را پسندیده اند .

    jahangiri (11-27-2012),rezazadeh (11-27-2012)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
به ما امتیاز دهید