نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

موضوع: گفت*وگوی اختصاصی با تایلر کوئن استاد اقتصاد دانشگاه جورج میسن

  1. Top | #1
    امتیازها: 2,134, سطح: 27
    تمام شدن سطح: 90%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 16
    فعالیت کل: 0%
    دستاوردها:
    SocialOverdrive3 months registered50000 Experience Points
    افتخارات:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    2359
    عنوان کاربر
    Senior Member
    میانگین پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    512
    امتیازها
    2,134
    سطح
    27
    پسندیده
    2
    مورد پسند : 68 بار در 56 پست

    گفت*وگوی اختصاصی با تایلر کوئن استاد اقتصاد دانشگاه جورج میسن


     
    تایلر کوئن اقتصاددان آمریکایی، نویسنده و استاد دانشگاه جورج میسن است که در نشریاتی چون وال*استریت ژورنال، فوربس و نیوزویک هم مطلب می*نویسد و ستون ثابتی در نیویورک*تایمز دارد. کوئن 51 ساله خود خواندن اقتصاد را از دانشگاه جورج میسن آغاز کرد و پس از اخذ لیسانس به دانشگاه هاروارد رفت. او در هاروارد یکی از شاگردان توماس شلینگ نظریه*پرداز نظریه بازی و نوبلیست اقتصاد بوده است. تایلر کوئن در سال 2011 توسط نشریه اکونومیست در فهرست اثرگذارترین اقتصاددان دهه قرار گرفت. همچنین نشریه فارین پالیسی در همان سال او را در رده هفتاد و دوم لیست 100 متفکر جهان قرار داد.

      در ابتدا می*خواهم از شما به عنوان یک مدرس اقتصاد بپرسم برای مدیریت اقتصاد در این روزها کدام مکتب اقتصادی می*تواند عملکرد بهتری داشته باشد؟ کینزی، نئوکینزی، لیبرال، نئولیبرال، مکتب اتریش، شیکاگو... یا هر مکتب دیگر؟ برای انتخابتان چه دلایلی دارید؟
    از نظر من اقتصاد در این روزها باید با توجه به نیازهایش یک روش گلچین کردن و انتخاب کردن در پیش بگیرد. در هر کدام از این مکاتب فکری مزایایی وجود دارد. من به شخصه بیشتر تحت تاثیر مکتب اتریش و مکتب شیکاگو هستم اما وقتی پای توضیح و تحلیل بحران مالی وسط باشد کینز ارتباط قابل*توجه*تری با موضوع دارد و خلأ*هایی را برای ما پر می*کند که دیگر دکترین*ها به آن نپرداخته*اند. کینز راه*حل*های بیشتری برای بحران*های مالی دارد. در نهایت این موضوع بسته به این است که یک کشور برای مدیریت اقتصاد و بحران اقتصادی از کجا شروع کند. سوئد در حدود سال 1975 به شدت به ایده*های مکاتب اتریش و شیکاگو نیاز داشت. اکنون آنها هزینه*های دولت، مقررات و مالیات*ها را کاهش داده* و به نوعی موازنه ایجاد کرده*اند.
      تا چه اندازه به اقدامات دولت ایالات متحده و به ویژه فدرال*رزرو برای بهبود اقتصاد امیدوار هستید و اعتقاد دارید؟
    در حال حاضر روند بهبودی اقتصاد ما بسیار پایین است. مردم اکنون فهمیده*اند که نرخ رشد بلندمدت* اقتصاد ما، چند سال قبل روندی رو به پایین در پیش گرفت اما این روند کاهشی با یک حباب بزرگ پوشیده شده بود. فدرال*رزرو هرگز متوجه این حباب نشد. در واقع اغلب اقتصاددانان در تمام مکاتب فکری هم نتوانستند این مساله را بفهمند. این یک داستان غمگین است که تنها می*گوید دریافتن واقعیت چقدر دشوار است. من در مورد اقتصاد آمریکا در میان*مدت خوش*بین هستم اما در چند سال آینده اتفاق خاصی نخواهد افتاد.



    برخی منتقدان معتقدند کتاب شما با عنوان «اقتصاددان درون*تان را کشف کنید» یک نوع اقتصاد فریب*دهنده و اغواکننده را نشان می*دهد چرا که در آن شما به عنوان مولف به مشکلاتی می*پردازید که حائز اهمیت چندانی نیستند. پاسخ*تان به این منتقدان چیست؟
    خب من معتقدم مشکلات زندگی شخصی ما بی*نهایت با اهمیت و قابل بحث است. اینها اساسی*ترین مسائل در بین همه مشکلات اقتصادی هستند. من سعی کردم از استدلال اقتصادی برای حل این مشکلات استفاده کنم. همچنین زندگی عادی را پر از فریب و اغوا در همه ابعاد معنوی آن می*بینم. فرار کردن از این مشکلات فریبنده*تر خواهد بود بنابراین تصمیم گرفتم با آن مبارزه کنم و به آن افسار بزنم. اما البته خواننده*هایی که روش*های اقتصاد کلان سنتی*تر و رشد اقتصادی را ترجیح می*دهند، می*توانند کتاب «رکود بزرگ» مرا بخوانند.

    آیا شما کتاب*تان را برای یک منطقه جغرافیایی خاص نوشتید یا معتقدید کتاب*تان فرامرزی است؟ این کتاب برای کشورهای در حال توسعه هم کاربرد دارد؟
    در هنگام نگارش یک کتاب بسیار مهم است که چشم*انداز بین*المللی آن را در نظر بگیرید. من همیشه تلاش کرده*ام تمام کتاب*هایم به گونه*ای باشد که مرزی نداشته باشد و در همه جا خوانده شود. این شامل کشورهای در حال توسعه هم می*شود. با این همه برای کشورهای در حال توسعه من سلسله درس*گفتارهایی در اقتصاد توسعه دارم که می*توانید آنها را در سایت دانشگاه mru ببینید.

    چند سال قبل شما پیشنهاد دادید توزیع آب در کشورهای فقیر آزادسازی شود. اما می*دانید این کشورها اغلب ساختار سیاسی رانتی دارند و رقابتی در کار نیست. چگونه این کشورها و جوامع می*توانند دوران انتقال را بگذرانند و به یک اقتصاد رقابتی برسند؟ راه*حل*های واقعی آن چیست؟
    در دنیا خصوصی*سازی*های زیادی از دهه 1990 تاکنون صورت گرفته است. همه آنها خوب نبوده اما آنهایی که در مورد آن خوب فکر شده بود به نتایج خوب هم رسید و موفق شد. این به من نشان می*دهد چنین اصلاحاتی حتی در سایه مخالفت*های عمیق سیاسی هم امکان*پذیر است. توزیع آب در آن کشورها رقابتی*تر از قبل است حتی اگر کاملاً رقابتی هم نباشد. اما این تنها یک بخش از راه*حل است. این جوامع باید سطح بالاتری از همکاری و اعتماد داشته باشند؛ چه با خصوصی*سازی آب و چه بدون آن.

  2. Top | #2
    امتیازها: 3,551, سطح: 37
    تمام شدن سطح: 34%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 99
    فعالیت کل: 0%
    دستاوردها:
    7 days registeredOverdriveSocial50000 Experience PointsYour first Group
    افتخارات:
    Frequent Poster

    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    شماره عضویت
    3563
    عنوان کاربر
    Senior Member
    میانگین پست در روز
    0.80
    محل سکونت
    hereabout
    نوشته ها
    1,077
    امتیازها
    3,551
    سطح
    37
    پسندیده
    16
    مورد پسند : 156 بار در 129 پست
    ممنون از شما دوست عزیز.
    جالب بود به خصوص جمله ای که ایشون در جواب به سوال " برای مدیریت اقتصاد در این روزها کدام مکتب اقتصادی می تواند عملکرد بهتری داشته باشد؟ " فرمودند:
    اقتصاد در این روزها باید با توجه به نیازهایش یک روش گلچین کردن و انتخاب کردن در پیش بگیرد...در نهایت این موضوع بسته به این است که یک کشور برای مدیریت اقتصاد و بحران اقتصادی از کجا شروع کند.

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
به ما امتیاز دهید