انسان دچار نقصه و کامل نیست .
باید کمال به دست بیاره .
برای دارای کمال شدن ، نیاز به حرکت داره .
و برای این حرکت ، نیاز به کمک ( مصرف ) . ( حالا یا نیاز ضروری یا غیرضروری )
کمک شدن ، فرع بر وجود کمک کنندست . ( عین ( جنس ) یا عمل ( خدمت ) )
پس نیاز به جنس ( کالا ) وجود داره .
تحصیل خادم ( جنس یا کار ) از دو راه ممکنه : از راه تولید ، و گرفتن از دیگران .
تولید متوقّف بر داشتن مقدّماتیه ( علم + قدرت + مادّه ی اوّلیه ... ) که خود اون ها رو یا باید تولید کرد و یا از دیگران گرفت .
گرفتن از دیگران هم دو حالت داره : یا دیگری تولیدش رو بدون عوض در اختیار آدم قرار میده و یا حاضر به این کار نیست و در ازای عوض و بدل داراییش رو میده . که دومی خریده .
خرید نیاز به جنس قابل معاوضه ( که فروشنده طالب اون باشه ) داره که این جنس خودش یا از تولید حاصل شده و یا باز از خرید ...
اینجا پای پول ( با خیرات و شرور اقتصادیش ) به میدون میاد تا کار مبادله ، ارزش گذاری _ و ذخیره ی ( حفظ ) دارایی _ رو راحت تر کنه .
به دست آوردن پول دو راه داره : یکی تولید که منحصراً تو دست بانک مرکزی و دولته ، و یکی خرید . خرید پول یعنی معاوضه ی چیزی با پول که ما به این خرید ، میگیم فروش ؛ پس پول با فروش به دست میاد .
فروش متوقّف بر داراییه . و دارایی متوقّف بر تولید یا خرید ...
.................................................. .................
نقص انسان » نیاز انسان » جنس » تولید یا خرید » جنس یا اعتبار » تولید یا خرید یا فروش ...
.................................................. .................
- اگه انسانی روی خرید و فروشش کار کنه و اون ها رو ترقّی بده و درست کنه ، موفقیت اقتصادی قابل توجهی به دست میاره .
- بالاتر از اون اگه انسان تولیدش رو رشد بده . اگه بر فرض کسی ( یا اجتماعی مثلاً کشوری ) همه ی نیازهاش ( جنس مصرفیش ) رو تولید کنه ، اصلاً نیازی به پول و خرید و فروش ( واردات و حتّی نیاز ضروری به صادرات!! ) نخواهد داشت .
- و برتر از دو راه قبل این که کمال رو بی کمک به دست بیاره . یعنی در رتبه ای عمیق تر نیازش رو حلّ کنه .
.................................................. .................
با اجازه سوالی طرح کنم :
آیا بعضی انسان ها که احتمال کمالات خیلی بالایی براشون میدیم ، به اقتصاد بی توجّهن و اهمیتی براش قائل نیستن ؟
مثلاً بگیم علی بن ابی طالب کار چندانی به اقتصاد نداشت ؟
یا دقیقاً عکسش :
انسان کامل در عالی ترین سطح به اقتصاد ورود میکنه و هدف هر انسانی ( کمال ، لذّت ، آرامش ... ) رو از راهی مترقّی و بدون کمک های خارجی به دست آورده ؛ و برای همین نیاز چندانی نداره که به سطوح پایین میدون اقتصاد ورود کنه .
؟ ؟ ؟