معرفی فیلم کاپیتان؛ همه ما دیکتاتور هایی بالقوه ایم!

به گزارش دکترای اقتصاد، خبرنگاران؛ بابک زمانی- این یک حقیقتِ تلخ است که در درون هر انسان یک دیکتاتورِ مستبد خفته است که هنوز شرایطی فراهم نشده تا بیدار گردد. البته این دیکتاتور خفته در هر انسان دوز های متفاوتی دارد، اما هیچ انسانی از آن بی بهره نمانده. روانشناسیِ انسان ثابت نموده است که در شرایط مناسب، هر انسانی استعداد دیکتاتور شدن دارد، حتی اگر او آزادی خواه و مخالف با دیکتاتور ها بوده باشد. این همان غریزه ایست که قدرت، رهبری و تسلط بر دیگران را برای ما شیرین جلوه می دهد. چیزی که در ناخودآگاه همه ما انسان ها نهفته است.

معرفی فیلم کاپیتان؛ همه ما دیکتاتور هایی بالقوه ایم!

به راستی اگر انسان در مقامِ قدرت قرار بگیرد، همان انسان سابق باقی خواهد ماند یا جنون قدرت او را دیوانه می نماید و پا روی تمامِ اصول خود می گذارد؟

فیلم (The Captain 2017) یک فیلم جنگی و دلهره آور در ژانر اکشن، درام و تاریخی محصول سال 2017 کشور آلمان، فرانسه، لهستان و چین و به کارگردانی و نویسندگی روبرت شونتکه است. بازیگرانی، چون مکس هوباچر، یوجینی آنسلین، فردریک لائو و الکساندر فلینگ در این فیلم بازی نموده اند.

فیلم کاپیتان بر مبنای داستان زندگی واقعی یک جنایتکار آلمانی به نام ویلی هارولد ساخته شده که در جشنواره های مختلف، نامزد و برنده جوایز متعددی شده است.

این فیلم داستانی درباره یک سرباز جوان آلمانی به نام ویلی هروولد است که در آخرین روز های باقی مانده از جنگ جهانی دوم، در کوشش برای نجات جانش است، در حالیکه که چیزی نمانده که از سرما و گرسنگی بمیرد، بصورت کاملا اتفاقی، یونیفرم یک فرمانده نازی را پیدا می نماید. اینجاست که همه چیز یکدفعه تغییر میکند.

او که فقط برای نجات یافتن از یخ زدگی، یونیفرم افسر نازی را که پیدا نموده است می پوشد، وقتی بعد از چند دقیقه می بیند یک سرباز نازی او را با افسر ارشد اشتباه میگیرد و برایش احترام میگذارد، مزه خون زیر دندان های گرگ درونش احساس می گردد و آن عقده قدرت که در درون هر انسانی است، در درون او احیا میگردد. او تصمیم می گیرد که هویت فرمانده را جعل کند و خیلی زود شخصیتش شبیه به همان افراد شروری می گردد که در حال فرار از دستشان بود.

مقایسه چهره درمانده و رو به مرگ هرولد در ابتدای فیلم که از ترس جان، زیر ریشه درختی تنومند پناه گرفته است و با ولع به سیبی گاز می زد تا گشنگی اش را رفع کند با چهره ترسناک و شیطانی او وقتی در لباس افسر ارشد نازی ها دستور به قتل دیگران می دهد، ما را با واقعیت ترسناکی روبرو می نماید که این فیلم فوق العاده قصد بیان آن را دارد. آن یونیفرم در واقع همان مرز باریک درونیات وحشی انسان ها را به تصویر می کشد..

لباس افسر نازی، به هرولد این امکان را می دهد تا بی محابا و جسارت آمیز، تمام قوانین را زیر پا بگذارد و حتی کار را به آن جا برساند که خود نازی ها هم از آن شرایط شاکی باشند. وقتی هرولد دستور می دهد تمام زندانی های کمپ را به گلوله ببندند و کشتاری ترسناک راه بیندازند، افسران عالی رتبه کمپ دست به دامان بالادستی ها می شوند تا هر طور شده جلوی دستورات ترسناک هارولد را بگیرند و در این مرحله است که طنزی سیاه و ترسناک بر فیلم سایه می اندازد. حالا نازی هایی که توضیح جنایت های شان در کمپ ها زبانزد خاص و عام است و فیلم ها و داستان ها و حکایت ها و تصاویر زیادی از آن به جا مانده، چنان در برابر سبعیت هارولد کم می آورند که دست و پای شان را گم می نمایند. قدرت چنان زیر زبان هارولد مزه نموده که از هیچ کاری روی گردان نیست.

رفتار خشونت طلبانه و آزاردهنده هارولد، به مرور زمان و با شیبی ملایم افزایش پیدا می نماید؛ از رفتار هایی نه چندان عجیب مانند این که از سرباز ها می خواهد اتوموبیل خرابش را هل بدهند (و این تصویر به درستی زینت بخش پوستر فیلم هم می گردد) تا به گلوله بستن زندانی های کمپ. این شیب ملایم به بیننده این امکان را می دهد که ذره ذره با او همراه باشد و طعم قدرت را همراه با او تجربه کند. او در طول این جهت، چنان ترسناک می گردد که دیگر هیچ گاه نمی توانیم چهره ترسیده و در آستانه مرگِ ابتدایی او را به یاد بیاوریم. چهره مکس هوباخر در نقش هارولد این ویژگی را دارد که بیننده را کلافه کند و آزار بدهد و از این جهت انتخاب او بسیار درست و ظریف است.

در سکانس هایی پیش می آید که مجبوریم نفس در سینه حبس کنیم و به اعمال شیطانی و غیرقابل کنترل هارولد چشم بدوزیم؛ مثل آن جا که چهار زندانی را به هم می بندد و ازشان می خواهد فرار نمایند و بعد با کشتن هر کدام آن ها، حرکت بقیه را سخت تر می نماید، چون مجبورند جسد رفیق مرده شان را به دنبال خود بکشند و به این شکل راحت تر شکار شوند. وقتی هم که برای خودش یک دادگاه صحرایی تشکیل می دهد و در خیابان راه می افتد و به مردم شلیک می نماید، تازه متوجه می شویم عمق ذات ترسناک آدم ها تا کجاست. به نظر می رسد انسان ها، مانند هارولد، آب ندارند وگرنه شناگر قابلی هستند.

در رمان بی نظیر مرگ کسب و کار من است (روبر مرل) که ماجرای یک افسر نازی را از بچگی تا زمانی که به ریاست یک اردوگاه کار اجباری منصوب می گردد و دستور قتل میلیون ها نفر را صادر می نماید دنبال می کنیم، صحنه ای وجود دارد که بسیار شبیه صحنه محاکمه هارولد بعد از دستگیری ست. در این رمان با ظرافتی روان شناسانه به شخصیت مهیب مردی به نام لانگ نزدیک می شویم و ماجرایش را تا به قدرت رسیدن دنبال می کنیم.

بعد از کش وقوس فراوان و ایده پردازی های ترسناک لانگ، وقتی بعد از انتها جنگ در دادگاه نظامی محاکمه می گردد، دادستان سر او فریاد می زند که: شما سه ونیم میلیون انسان را کشته اید! او جواب می دهد: معذرت می خواهم، دوونیم میلیون بیش تر نبوده. و این جواب باعث می گردد هیاهویی در دادگاه به پا گردد و جالب این جاست که لانگ با خودش می گوید (داستان از زبان لانگ تعریف می گردد) دلیل این سروصدا و عصبانیت دادستان را نفهمیده چرا که او فقط عددی را تصحیح نموده است. عین همین اتفاق در صحنه ای که هرولد را محاکمه می نمایند دیده می گردد.

قاضی به هرولد تفهیم اتهام و یکی از اتهام ها را به دار آویختن شهرداری که پرچم سفیدی دستش بود عنوان می نماید، اما هرولد با همان خونسردی شخصیت ترسناک رمان مرگ کسب و کار من است جمله قاضی را تصحیح می نماید که: شلیک! شلیک به یک شهردار که پرچم سفید دست گرفته بود! به همین راحتی!

وقتی با آغاز تیتراژ انتهای، هرولد و سربازانش با همان لباس های مربوط به جنگ جهانی در جهانی امروزی می چرخند و آدم های مختلف را در خیابان های شهری مدرن دستگیر می نمایند، در واقع ایده ای هوشمندانه است تا کارگردان موقعیت عجیب فیلمش را به زمان و مکانی معین محدود نکند و به تمام دوران ها تسری بدهد، در عین حالی که طنز سیاه فیلمش را هم تکمیل می نماید. اما ماجرا وقتی تکان دهنده تر می گردد که بدانیم هرولد شخصیتی واقعی بود که با فرو رفتن در جلد افسری نازی، جهان را زیرورو کرد! هرولد در روز های انتهای جنگ جهانی دوم در آلمان، با پوشیدن یک لباس، سویه ترسناک خود را نشان داد

منابع:

Imdb.com

Rottentomatoes.com

Cinemaeman.com

منبع: فرارو
انتشار: 6 مهر 1399 بروزرسانی: 6 مهر 1399 گردآورنده: economicsphd.ir شناسه مطلب: 516

به "معرفی فیلم کاپیتان؛ همه ما دیکتاتور هایی بالقوه ایم!" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "معرفی فیلم کاپیتان؛ همه ما دیکتاتور هایی بالقوه ایم!"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید