اثر خودفریبی مثبت: چگونه برخی افراد خودشان را قانع می نمایند که خوشبخت اند؟!
به گزارش دکترای اقتصاد، اثر خودفریبی مثبت Positive Self-Deception یکی از پدیده های جالب روان شناختی است که در آن، افراد خود را قانع می نمایند که خرسند اند، حتی اگر واقعیت زندگی شان چیز دیگری باشد. بعضی افراد ناخودمطلع از این مکانیزم استفاده می نمایند تا از رویارویی با احساسات منفی یا حقایق ناخوشایند جلوگیری نمایند. خودفریبی مثبت می تواند به افراد یاری کند که با مسائل کنار بیایند و به زندگی ادامه دهند، اما در بعضی موارد، ممکن است باعث نادیده گرفتن مسائل مهم گردد. این پدیده معمولاً زمانی رخ می دهد که افراد نمی خواهند یا نمی توانند با واقعیت های ناخوشایند روبه رو شوند. بعضی افراد به وسیله تغییر دادن روایت ذهنی خود، احساس شادی می نمایند، حتی اگر شرایط واقعی آن ها تغییر نکرده باشد. اثر خودفریبی مثبت می تواند در حوزه های مختلفی از زندگی، از روابط شخصی گرفته تا موفقیت های شغلی، تأثیر داشته باشد. در بسیاری از موارد، افراد از این استراتژی برای حفظ عزت نفس و مقابله با استرس استفاده می نمایند. این اثر می تواند هم فواید و هم مضراتی داشته باشد، بسته به اینکه چگونه و در چه شرایطی از آن استفاده گردد. بعضی از افراد حتی ممکن است از این مکانیزم دفاعی مطلع نباشند و تصور نمایند که احساسات آن ها کاملاً واقعی است. اما آیا این نوع خرسندی واقعی است یا فقط یک توهم ذهنی؟ برای درک بهتر این موضوع، در ادامه به پنج حقیقت جالب درباره اثر خودفریبی مثبت می پردازیم.

1- اثر خودفریبی مثبت به عنوان یک مکانیزم دفاعی روانی عمل می نماید
مکانیزم های دفاعی روانی (Psychological Defense Mechanisms) راه هایی هستند که فکر برای محافظت از خود در برابر استرس و ناراحتی های عاطفی از آن ها استفاده می نماید. یکی از این مکانیزم ها، خودفریبی مثبت است که به افراد یاری می نماید احساس بهتری نسبت به خود و زندگی شان داشته باشند. در این فرایند، فرد ممکن است واقعیت های ناخوشایند را نادیده بگیرد یا آن ها را به گونه ای تغییر دهد که با روایت فکری او از مسروری سازگار باشند. این نوع خودفریبی معمولاً به طور ناخودآگاه رخ می دهد و فرد ممکن است حتی متوجه نگردد که حقیقت را برای خود تغییر داده است. خودفریبی مثبت می تواند از فرد در برابر اضطراب، افسردگی و احساس شکست محافظت کند. برخی از افراد از این مکانیزم برای فرار از مواجهه با مسائلی که حل آن ها سخت یا ناراحت نماینده است، استفاده می نمایند. به عنوان مثال، فردی که در یک رابطه ناسالم است، ممکن است خود را متقاعد کند که رابطه اش کاملاً خوب است تا از استرس جدایی جلوگیری کند. این پدیده در کوتاه مدت می تواند آرامش ایجاد کند، اما در بلندمدت ممکن است باعث نادیده گرفتن مسائل جدی گردد. روان شناسان معتقدند که اندازه متعادلی از خودفریبی مثبت می تواند مفید باشد، اما اگر بیش ازحد گردد، می تواند مانع از رشد فردی و حل مسائل واقعی گردد.
2- افراد به وسیله تحریف شناختی، واقعیت را به نفع خود تغییر می دهند
تحریف شناختی (Cognitive Distortion) یکی از راه هایی است که افراد برای اقناع خود به استفاده از خودفریبی مثبت به کار می برند. این تحریفات زمانی رخ می دهند که فرد اطلاعات را به گونه ای پردازش کند که با احساسات و باورهایش هماهنگ باشد، حتی اگر این پردازش با واقعیت منطبق نباشد. به عنوان مثال، فردی که از شغل خود ناراضی است، ممکن است به خود بگوید که من واقعاً عاشق کارم هستم، درحالی که در واقعیت از آن راضی نیست. این نوع تحریف شناختی باعث می گردد که فرد احساس مسروری کند، حتی اگر علت واقعی برای مسروری نداشته باشد. گاهی اوقات افراد به جای پذیرش مسائل، روی نکات کوچک مثبتی تمرکز می نمایند تا خود را متقاعد نمایند که شرایطشان خوب است. این فرایند باعث کاهش استرس و افزایش احساس رضایت موقتی می گردد. اما مشکل اینجاست که اگر فرد دائماً واقعیت را برای خود تغییر دهد، ممکن است از مواجهه با حقایق مهم اجتناب کند. تحریف شناختی می تواند در مواردی که افراد از حقیقت فرار می نمایند، اثرات منفی داشته باشد. آگاهی از این فرایند می تواند به افراد یاری کند که بین خوش بینی سالم و خودفریبی ناسالم تعادل ایجاد نمایند.
3- خودفریبی مثبت می تواند باعث افزایش اعتمادبه نفس گردد
در برخی موارد، خودفریبی مثبت می تواند اثرات مثبتی داشته باشد، به ویژه زمانی که باعث افزایش اعتمادبه نفس (Self-Confidence) گردد. برخی افراد از این مکانیزم برای ایجاد احساس قدرت و کنترل بیشتر بر زندگی خود استفاده می نمایند. برای مثال، فردی که مهارت های متوسطی دارد اما خود را متقاعد می نماید که بسیار توانمند است، ممکن است عملکرد بهتری در محیط کاری داشته باشد. این اثر به عنوان خودفریبی سازنده شناخته می گردد، زیرا به فرد یاری می نماید که به وسیله باور به توانایی های خود، پیروزیت بیشتری کسب کند. این پدیده در بسیاری از افراد پیروز دیده می گردد که به خود ایمان دارند، حتی اگر شرایط به نفع آن ها نباشد. بااین حال، این نوع خودفریبی زمانی مفید است که فرد همچنان برای پیشرفت کوشش کند و از آن به عنوان ابزاری برای توجیه عدم کوشش یا نادیده گرفتن مسائل استفاده نکند. در غیر این صورت، فرد ممکن است به طور غیرواقع بینانه ای تصور کند که احتیاجی به یادگیری یا بهبود ندارد. در برخی شرایط، این اعتمادبه نفس بیش ازحد می تواند باعث شکست گردد، زیرا فرد درک درستی از نقاط ضعف خود ندارد. بنابراین، خودفریبی مثبت می تواند مفید باشد، اما تنها در صورتی که با کوشش واقعی همراه باشد.
4- افراد می توانند به وسیله تکرار فکری، احساسات خود را تغییر دهند
یکی از روش هایی که افراد برای اقناع خود به مسرور بودن استفاده می نمایند، تکرار فکری (Mental Repetition) جملات مثبت و تغییر باورهای ناخودآگاه است. مغز انسان توانایی این را دارد که به وسیله تکرار مداوم یک فکر یا باور، آن را به عنوان یک حقیقت بپذیرد. این فرایند در روان شناسی شناختی به عنوان اثر تلقین شناخته می گردد. برای مثال، فردی که مدام به خود می گوید من مسرورم، ممکن است پس از مدتی واقعاً احساس کند که شاد است، حتی اگر شرایط او تغییر ننموده باشد. این تکنیک در بسیاری از برنامه های رشد فردی و مثبت اندیشی استفاده می گردد. برخی از افراد این روش را آگاهانه برای بهبود روحیه خود به کار می برند، اما برخی دیگر به صورت ناخودآگاه از آن استفاده می نمایند تا واقعیت را برای خود تغییر دهند. این اثر نشان می دهد که طرز فکر و باورهای ما تأثیر زیادی بر احساسات ما دارند. بااین حال، تکرار فکری نمی تواند جایگزین حل مسائل واقعی گردد و درصورتی که با خودآگاهی همراه نباشد، ممکن است فرد را از واقعیت دور کند.
5- خودفریبی مثبت همواره بد نیست و می تواند یک استراتژی مقابله ای باشد
برخلاف تصور عمومی، خودفریبی مثبت همواره منفی نیست و در برخی شرایط می تواند یک استراتژی مقابله ای (Coping Strategy) مؤثر باشد. افراد در مواجهه با چالش های سخت زندگی گاهی احتیاج دارند که دیدگاه مثبتی را در خود ایجاد نمایند تا از لحاظ روانی قوی تر بمانند. در شرایطی که تغییر واقعیت ممکن نیست، حفظ یک دیدگاه مثبت می تواند به فرد یاری کند که انگیزه خود را حفظ کند و ناامید نگردد. برخی از مطالعات نشان داده اند که افراد دارای خوش بینی واقع بینانه، در مقایسه با کسانی که بیش ازحد بر مسائل تمرکز می نمایند، زندگی سالم تری دارند.
6- خودفریبی مثبت می تواند به کاهش استرس و اضطراب یاری کند
برخی افراد از اثر خودفریبی مثبت به عنوان یک روش برای کاهش استرس و اضطراب استفاده می نمایند. این پدیده به آن ها اجازه می دهد که خود را متقاعد نمایند که همه چیز خوب است، حتی اگر واقعیت پیچیده تر باشد. تحقیقات نشان داده است که فکر انسان می تواند به وسیله تغییر روایت های درونی، سطح استرس را کاهش دهد. وقتی فرد باور داشته باشد که شرایط تحت کنترل اوست، حتی اگر این باور کاملاً واقعی نباشد، اندازه استرس او کمتر می گردد. در برخی موارد، این مکانیزم می تواند به افراد یاری کند که در شرایط سخت، آرامش خود را حفظ نمایند و از فروپاشی روحی جلوگیری نمایند. اما اگر فرد به طور مداوم واقعیت را برای خود تغییر دهد، ممکن است از حل مسائل واقعی دور گردد. استفاده از خودفریبی مثبت برای حفظ آرامش باید همراه با کوشش برای بهبود شرایط باشد. در غیر این صورت، ممکن است فرد در یک دنیای خیالی گیر کند و مسائل واقعی را نادیده بگیرد. بسیاری از تکنیک های مدیتیشن و آرامش فکری از اصول مشابهی برای کاهش اضطراب استفاده می نمایند. این نشان می دهد که تغییر دیدگاه فکری می تواند تأثیر واقعی بر احساسات و واکنش های فرد به استرس داشته باشد. اما تعادل بین خودفریبی مثبت و واقع بینی، کلید استفاده سالم از این پدیده است.
7- برخی افراد از خودفریبی مثبت برای حفظ روابط ناسالم استفاده می نمایند
یکی از کاربردهای ناخواسته خودفریبی مثبت، اقناع فرد به ماندن در روابط ناسالم است. برخی افراد زمانی که در یک رابطه مشکل دار یا سمی قرار دارند، به جای رویارویی با حقیقت، خود را متقاعد می نمایند که همه چیز خوب است. آن ها ممکن است نشانه های آشکار نارضایتی یا سوءاستفاده را نادیده بگیرند و باور نمایند که رابطه شان بهتر از آن چیزی است که واقعاً هست. این نوع خودفریبی می تواند باعث گردد که فرد مدت زیادی در یک رابطه ناکارآمد باقی بماند، بدون آنکه برای بهبود یا خروج از آن اقدامی نماید. دلایل این پدیده می تواند ترس از تنهایی، وابستگی عاطفی یا امید به تغییر شریک زندگی باشد. برخی افراد به طور ناخودآگاه از این استراتژی برای جلوگیری از درد احساسی استفاده می نمایند. این نوع خودفریبی معمولاً همراه با تحریف شناختی است که باعث می گردد فرد نشانه های منفی رابطه را کم اهمیت جلوه دهد. در نهایت، خودفریبی مثبت در این زمینه می تواند فرد را از گرفتن تصمیمات درست و سالم بازدارد. آگاهی از این فرایند می تواند به افراد یاری کند که بین واقعیت و توهم فکری تمایز قائل شوند.
8- افراد به وسیله مقایسه اجتماعی، خود را متقاعد می نمایند که مسرور اند
مقایسه اجتماعی (Social Comparison) یکی از روش هایی است که افراد برای اقناع خود به مسرور بودن از آن استفاده می نمایند. افراد معمولاً شرایط خود را با دیگران مقایسه می نمایند تا اندازه خوشبختی خود را ارزیابی نمایند. وقتی فرد می بیند که دیگران شرایط سخت تری دارند، ممکن است احساس کند که شرایط خودش در مقایسه با آن ها بهتر است. این نوع خودفریبی مثبت می تواند باعث گردد که فرد از مسائل خود چشم پوشی کند و به خود بگوید که حداقل اوضاع من از برخی ها بهتر است. در برخی موارد، این نوع مقایسه اجتماعی می تواند به افزایش احساس قدردانی و رضایت یاری کند. اما گاهی اوقات، این رویکرد باعث می گردد که فرد به مسائل و احتیاجهای خود بی توجه باشد. افرادی که بیش ازحد از این استراتژی استفاده می نمایند، ممکن است از بهبود شرایط خود غافل شوند. آن ها ممکن است به جای اینکه برای تغییرات مثبت کوشش نمایند، فقط بر روی مقایسه های سطحی تمرکز نمایند. مقایسه اجتماعی یک ابزار فکری است که می تواند هم مفید و هم آسیب زا باشد، بسته به اینکه چگونه و در چه شرایطی استفاده گردد.
9- خودفریبی مثبت می تواند باعث نادیده گرفتن اشتباهات فردی گردد
برخی افراد از اثر خودفریبی مثبت برای اجتناب از پذیرش اشتباهات خود استفاده می نمایند. این پدیده زمانی رخ می دهد که فرد به جای تحلیل رفتارهای خود، بهانه هایی پیدا می نماید تا خود را بی تقصیر نشان دهد. به عنوان مثال، فردی که در یک پروژه کاری ناپیروز بوده است، ممکن است خود را قانع کند که علت شکست، شرایط بیرونی بوده و نه عملکرد شخصی او. این نوع خودفریبی می تواند مانع از رشد فردی گردد، زیرا فرد هرگز با نقاط ضعف یا اشتباهات خود روبه رو نمی گردد. در بسیاری از موارد، این افراد خود را متقاعد می نمایند که دیگران مشکل دارند و نه آن ها. این رفتار می تواند باعث ایجاد الگوهای تکراری شکست گردد، زیرا فرد هرگز تغییرات لازم را در خود ایجاد نمی نماید. در عین حال، کمی خودفریبی می تواند به حفظ اعتمادبه نفس یاری کند و از سرزنش بیش ازحد خود جلوگیری کند. اما اگر فرد بیش ازحد از این استراتژی استفاده کند، ممکن است فرصت های یادگیری و رشد را از دست بدهد. شناخت و پذیرش اشتباهات، حتی اگر ناراحت نماینده باشد، برای رشد شخصی لازم است. در غیر این صورت، خودفریبی مثبت می تواند به یک مانع فکری تبدیل گردد که فرد را از پیشرفت بازمی دارد.
10- خودفریبی مثبت می تواند در شکل گیری حافظه نادرست تأثیر داشته باشد
حافظه نادرست (False Memory) یکی از اثرات جالب خودفریبی مثبت است که در آن افراد خاطرات خود را به گونه ای تغییر می دهند که با باورهای مثبت آن ها همخوانی داشته باشد. تحقیقات نشان داده است که فکر انسان قادر است خاطرات را به مرور تغییر دهد و آن ها را با روایت های فکری فعلی هماهنگ کند. به عنوان مثال، فردی که می خواهد باور کند که همواره فردی پیروز بوده است، ممکن است برخی از شکست های گذشته خود را فراموش نموده یا آن ها را به گونه ای متفاوت به یاد بیاورد. این نوع تحریف حافظه می تواند باعث ایجاد یک تصویر غیرواقعی از گذشته گردد که با حقیقت تفاوت دارد. در برخی موارد، این پدیده می تواند به فرد یاری کند که احساس بهتری نسبت به خود داشته باشد. اما در موارد دیگر، ممکن است باعث ایجاد باورهای نادرست گردد که فرد را از واقعیت دور می نمایند. حافظه نادرست می تواند در تصمیم گیری های آینده تأثیر داشته باشد و باعث گردد که فرد دیدگاه نادرستی نسبت به خود و تجربیات گذشته اش داشته باشد. افراد معمولاً بدون آنکه متوجه شوند، خاطرات خود را به گونه ای تغییر می دهند که با باورهای مثبت آن ها هماهنگ باشد. این نشان می دهد که خودفریبی مثبت می تواند حتی بر نحوه به یاد آوردن گذشته نیز اثر بگذارد.
منبع: یک پزشک